روانشناسی بازار ارزهای دیجیتال

روانشناسی بازار ارزهای دیجیتال
۳۳۶
۱۳۹۹/۰۳/۰۶
۱

روانشناسی بازار یک تئوری است که در طی آن وضعیت احساسی شرکت ‌کنندگان، در حرکات یک بازار تأثیر می‌گذارد. این تئوری یکی از مباحث اصلی اقتصاد رفتاری است که عوامل مختلف را قبل از گرفتن تصمیمات اقتصادی بررسی می‌کند. 

بسیاری بر این باورند که احساسات، اصلی‌ترین عامل تحرک در یک بازار می‌باشند و این‌که نوسانات احساسات سرمایه ‌گذاران، عاملی است که چرخه بازار روانی را ایجاد می‌کند. به‌طور خلاصه روانشناسی بازار بیان می‌کند که وقتی سرمایه گذاران و تجار نسبت به عملکرد یک پروژه و یا یک بازار احساس خوبی دارند، بازار مذکور به‌طور مداوم پیشرفت کرده و قیمت آن بالا می‌رود که در دنیای رمز ارزی، به آن بازار گاو و یا bull market می‌گویند.

بنابراین روانشناسی کلی یک بازار تشکیل شده است از دیدگاه و احساسات تک ‌تک معامله‌گران و یا میانگینی از دیدگاه تمام سرمایه‌ گذاران و تجار. حال دقیقاً مانند هر گروهی، هیچ نظر واحدی نمی‌تواند بر نظر سایرین غلبه داشته باشد و بدین‌ترتیب براساس روانشناسی بازار، قیمت دارایی ‌ها نسبت به میانگین احساسات شرکت ‌کنندگان دائماً در حال تغییر است. در عمل، هنگامی‌که یک بازار صعود می‌کند، احتمالاً دلیلش را می‌توان بهبود نگرش سرمایه‌ گذاران  و شرکت ‌کنندگان نسبت به آن بازار دانست. در چنین شرایطی با نگرش مثبت شرکت‌ کنندگان، تقاضا بالا رفته، عرضه پایین آمده و درنتیجه قیمت آن بازار به کلی بالا می‌رود.

تغییر احساسات در طی چرخه بازار

روانشناسی بازار صعودی:

تقریباً تمام بازارهای مالی حداقل یک چرخه صعودی و نزولی را طی می‌کنند. وقتی یک بازار در حالت صعودی قرار می‌گرد، فضای آن بازار پر از سه احساس اعتقاد، مثبت ‌اندیشی و طمع است و این احساسات را می‌توان عاملان اصلی فعالیت یک بازار دانست. حال با بالا رفتن قیمت یک بازار احساسات مثبت به آن افزایش یافته که این امر باعث فاز بعدی رشد آن می‌شود. پس از این فاز معمولاً حس طمع بر بازار غلبه کرده و باعث می‌شود تا سرمایه‌ گذاران  بدون منطق عمل کرده و بدون در نظرگیری ارزش واقعی بازار، دارایی‌ ها را خریداری کنند. چرا که در این حالت مطمئن هستند که بازار همچنان روبه افزایش خواهد بود. در مرحله‌ای احساس طمع به سایر احساسات دیگر غلبه می‌کند. قیمت همچنان بالا رفته و نقطه‌ای تشکیل می‌دهد که در روانشناسی بازار به آن نقطه حداکثر ریسک گفته می‌شود. در این نقطه دارایی ‌های بازار به تدریج به فروش می‌رسند و این مرحله همچنین به‌عنوان نقطه توزیع نیز شناخته می‌شود. با این حال بسیاری از بازارها به دلیل ایجاد اختلالات در توزیع دارایی‌ها، در این نقطه شروع به نزول می‌کند.

روانشناسی بازار نزولی:

هنگامی‌که بازار از نقطه توزیع گذشته و شروع به نزول می‌کند روحیه سرخوشی سرمایه‌ گذاران  به امید و دلخوشی تبدیل می‌شود. چرا که سرمایه‌ گذاران نمی‌خواهد باور کنند که روند صعودی تمام شده است. پس از این مرحله، با کاهش قیمت‌ها، احساسات به سرعت به سمت منفی شدن سوق داده می‌شوند. این احساسات منفی شامل سه احساس اضطراب، انکار و ترس است. در این نقطه اضطراب این‌گونه توصیف می‌شود که سرمایه‌ گذاران  این سؤال را می‌کنند که چرا قیمت ‌ها با افت مواجه شده‌اند؟ سپس احساس انکار شروع به ظهور کرده و سرمایه‌ گذاران  سعی می‌کنند با این توجیه که دیگر برای فروش دیر است، به این امید که بازار صعودی باز خواهد گشت، دارایی‌ های خود را نگه داری می‌کنند. حال با کاهش مداوم قیمت‌ ها و افزایش موج فروش، احساسات ترس و وحشت بر بازار غالب می‌شود. این مرحله همچنین به مرحله کاپیتالاسیون نیز معروف است. سرانجام با کاهش ناپایداری و تثبیت قیمت ‌های بازار، مرحله نزولی متوقف شده که این مرحله، نقطه خرید و جمع‌آوری نام دارد. نقطه خرید و جمع‌آوری عموماً کمی پیش از ظهور دوباره احساسات سرخوشی و امید شکل می‌گیرد.

استفاده سرمایه گذاران از روانشناسی بازار

با فرض اینکه نظریه روانشناسی بازار در تمام موارد قابل اعتماد است، درک آن به سرمایه گذاران کمک می کند تا در مواقع مطلوب، به بازار ورود و یا از آن خارج شوند.
نظریه روانشناسی بازار به طور کلی یک تئوری ضد تولید است. بدین معنی که بر اساس این نظریه، بهترین فرصت‌ های مالی در زمانی رخ می دهد که بازار در نقطه نزول است و افراد احساس ناامیدی می کنند. در مقابل بیشترین ریسک برای ورود به یک بازار در زمانی است که اکثر شرکت کنندگان آن بازار احساس سرخوشی و اعتماد به نفس می کنند. بنابراین بسیاری از سرمایه گذاران با علم بر نظریه روانشناسی بازار سعی می کنند تا به منظور ورود و خروج به بازار مراحل چرخه بازار را به خوبی بررسی کنند. در حالت ایده آل، سرمایه گذاران با بررسی چرخه، در هنگام احساس ترس افراد، وارد بازار شده و در هنگام احساس طمع آن ها، از بازار خارج می شوند. هر چند که در عمل شناختن این نقاط کار آسانی به نظر نمی رسد.

روانشناسی بازار و تجزیه و تحلیل فنی

با نگاهی به چرخه های قبلی بازار می توان به راحتی تشخیص داد که روانشناسی بازار چه تغییراتی را در پلت فرم مورد نظر ما ایجاد کرده است. تجزیه و تحلیل داده های قبلی می توانند به وضوح سود آور بودن اقدامات ما را تعیین کنند. هر چند که درک این موضوع که بازار مورد نظر ما در حال حاضر در چه وضعیتی قرار دارد کار دشواری بوده و پیش بینی آینده، حتی دشوارتر از آن. با این حال بسیاری از سرمایه گذاران با استفاده از تحلیل تکنیکال TA سعی در پیش بینی بازار کرده و گاهاً هم موفق می شوند. به طور خلاصه شاخص های TA را می توان به عنوان ابزاری برای سنجش وضعیت روانی بازار به کار گرفت، به عنوان مثال شاخص قدرت نسبی RSI  می تواند نشان دهنده این باشد که یک دارایی به دلیل احساسات مثبت کاذب، بیش از حد خریداری شده است و در نتیجه، می توان گفت که بازار در حالت ریسک قرار دارد. .مثال دیگری از تحلیل های تکنیکال، MACD می باشد که برای مشخص کردن مراحل مختلف چرخه روانی بازار مورد استفاده قرار می گیرد. بدین صورت که رابط بین خطوط این شاخص نشان دهنده تغییر حرکت بازار می باشد.

روانشناسی بازار ارز دیجیتال بیت کوین

بازار صعودی رمز ارز بیت کوین در سال 2017 یکی از مثال های بارز تأثیر روانشناسی بازار بر قیمت ها می باشد. از ژانویه تا دسامبر سال 2017، قیمت رمز ارز بیت کوین از 900 دلار به بالاترین حد خود، یعنی 20000 دلار رسید. زمانی که این قیمت در حال افزایش بود، احساسات بازار روز به روز مثبت تر شد و هزاران سرمایه گذار جدید وارد این شبکه شده و شروع به همکاری کردند. پس از آن با ظهور احساساتی همچون فومو (FOMO) و یا ترس از عقب ماندن، طمع و زیاده روی، قیمت ها کمی پس از رشد دوباره خود، شروع به نزول کردند. واژگونی قیمت ها در اواخر سال 2017 و در اوایل 2018 آغاز شد و خسارات بسیاری را به سرمایه گذارانی که گرفتار FOMO شده بودند وارد نمود. اما بسیاری از آن ها نیز به دلیل امید به بازگشت قیمت خریدشان بر روی نگه داری بیت کوین اصرار ورزیدند. چند ماه بعد از این اتفاقات، احساس امید جای خود را به سرخوردگی داد و باعث شد بسیاری از افراد، رمز ارز خود را در پایین ترین قیمت‌ها به فروش برسانند و با وجود اینکه تکنولوژی بیت کوین هیچ تغییری نکرده بود و حتی در حال پیشرفت نیز بود، بسیاری از این فناوری ناامید شده بودند.

تعصب در روانشناسی بازار

تعصب در روانشناسی بازار نوعی الگوی رفتاری رایج است که باعث می شود سرمایه گذاران نسبت به خرید و فروش  دارایی ها در یک بازار، غیر منطقی عمل کنند. لازم به ذکر است که این تعصبات باعث می شوند تا هم افراد دیگر و هم کل بازار تحت تأثیر قرار گیرند. برای بهتر متوجه شدن این الگوی رفتاری به مثال های زیر توجه نمایید:

تعصب در تأیید شدن:
در این گونه تعصبات، افراد بیشتر از اینکه بر روی واقعیت ها تمرکز کنند سعی می کنند تا مثبت اندیشی کاذب خود را به تأیید دیگران برسانند. به عنوان مثال بسیاری از سرمایه گذاران در بازار صعودی بیت کوین با نادیده گرفتن اخبار منفی، تنها بر روی افزایش قیمت بیت کوین تمرکز می کردند. در نتیجه، این افراد به دلیل نادیده گرفتن نشانه های تغییر بازار، به خود و اطرافیان خسارت های زیادی رساندند.

ترس از دست دادن:
به طور معمول انسان ها بیشتر از اینکه از به دست آوردن لذت ببرند، از از دست دادن می ترسند، به عبارت دیگر میزان ترس از دست دادن از میزان شادی به دست آوردن در انسان ها بیشتر است. این تعصب باعث می شود تا بسیاری از سرمایه گذاران فرصت های خرید را از دست داده و یا در دوره کاپیتالاسیون بازار، دارایی های خود را به فروش برسانند.

تعصب بر دارایی:
این تعصب در واقع تمایل افراد به ارزش دادن به دارایی هایی است که در دست دارند. به عنوان مثال سرمایه گذاری که دارای رمز ارزهای بی کفایت است. احتمالاً معتقد است که این دارایی ها دارای ارزش خوبی می باشند، در صورتی که سایرین این فکر را نمی کنند.

بیشتر معامله گران و تجار به اهمیت روانشناسی بازار بر چرخه دارایی ها اعتقاد دارند و اگر چه که چرخه های روانی بازار به خوبی شناخته شده است، اما مقابله و رویارویی با آن کار آسانی نمی باشد. از چرخه های روانی معروف می توان به Tulip mania در هلند و در سال 1600 و حباب dotcom  در دهه 90 اشاره نمود. بسیاری از معامله گران ماهر در این میان سعی دارند تا نگرش و احساسات خود را از گردش بازار جدا کرده و نه تنها بر احساسات خودشان بلکه بر احساسات غالب بر بازار نیز غلبه کنند.


مطالب مرتبط