بیت کوین یک دارایی است، نه یک ارز!

بیت کوین یک دارایی است، نه یک ارز!
۱۲۹
۱۳۹۹/۰۴/۱۲
۰

تکنولوژی بیت کوین و بستر پایدار کننده آن، یعنی بلاکچین، برای مردم امروزی به عنوان یک سرمایه گذاری جالب و گاها پرسود تبدیل شده است. اما سوال اینجاست که این تکنولوژی، درحال حاضر و حتی در آینده نه چندان دور، خصوصیات یک دارایی را دارد و یا یک ارز؟

برای پاسخ به این سوال ابتدا باید تفاوت دو مفهوم داریی و ارز را متوجه شویم:

یک دارایی، درواقع نوعی از منبع اقتصادی است. یک دارایی می‌تواند توسط هر شخصی که مالکیت آن را به عهده دارد، کنترل شود و درنهایت، برای صاحبش، یک ارزش را ارائه دهد. یک خانه، دارایی محسوب می‌شود، بدین معنی که مالک، می‌تواند در ازای فروش آن، پول نقد دریافت کند.

بنابراین یک دارایی درواقع واسطه‌ای برای داد و ستد است و شما برای فروش آن، نیاز به شخصی دارید که همزمان، قصد خرید آن دارایی را داشته باشد.

از طرف دیگر، ارز یک وسیله، برای مبادله مستقیم است. شما در صبح امروز، با استفاده از ارز رایج کشورتان، بدون نیاز به یک واسطه با ارزش، یک لیوان قهوه خریدید. 

به عبارت دیگر، دارایی ها به شما این وعده را می‌دهند که با گذشت زمان، با ارزش تر خواهند شد. شما وقتی که یک ملک را خریداری می‌کنید، امید دارید که در آینده قیمت بالاتری داشته باشد. این درحالی است که اگر شما اسکناس 10 دلاری خود را در کیف پولتان نگه دارید، هیچ گاه ارزش آن به 100 دلار نخواهد رسید. چرا که هدف از موجودیت آن اسکناس، صرفا معامله کالا است.

باتوجه به این مفاهیم، میتوان دریافت که بیت کوین، بیشتر یک دارایی است تا یک ارز، یا حداقل در دوره‌ای که ما زندگی می‌کنیم چنین است. 

اولین مشکل بیت کوین به عنوان یک ارز، نوسان شدید قیمت آن است. گفته شد که یکی از خصوصیات بارز مفهوم ارز این است که یک ارزش ثابت را ارائه دهد تا بتوان به صورت روزانه از آن برای خرید کالا استفاده کرد. 

درست است که هدف از توسعه بیت کوین در سال 2008، ارائه یک ارز جهانی دیجیتال بوده است، و نکته اینجاست که این تکنولوژی، پتانسیل کامل تبدیل شدن به استاندارد جهانی را نیز دارد. اما در چه زمانی این اتفاق رخ می‌دهد؟ 

در زمانی که تمام مردم دنیا، دارای بیت کوین باشند و تمام فروشگاه ها و سرویس‌های خدماتی نیز بیت کوین را به عنوان فرمی از پرداخت قبول کنند. در این حالت، به دلیل انجام تراکنش ‌ها به صورت روزانه و توسط همه مردم دنیا، قیمت بیت کوین نیز تا حد زیادی ثابت می‌شود. 

با وجود این فاکتورها به منظور تبدیل بیت کوین به یک ارز، احتمال می‌رود که تا یک قرن آینده، بیت کوین به عنوان یک استاندارد، برای مبادلات به کار نرود. 
با این حال،  سرعت رشد تکنولوژی همواره از سرعت قانون گذاری و تعیین و تکلیف قانونی در تمامی کشورهای دنیا بیشتر است و همین مسئله باعث شده تا کشورها،  در صورت عدم بررسی یک پدیده نوین متضرر شوند.

 این مسئله باعث شده تا فناوری بلاکچین و محصول اصلی آن یعنی رمز ارزها در زمینه قانون گذاری، رفتارهای متفاوتی را تجربه کرده کنند. بنابر این نیاز است تا برای این پدیده مالی الزامات و چارچوب‌هایی ایجاد شود تا کشورها علاوه بر بررسی هر گونه تهدیدات آن برای نظام اقتصادی کشور، به مزایای آن برای اقتصاد و سیستم تبادلات مالی نگاهی داشته باشد تا بتوانند با یک بررسی همه جانبه، قوانین این حوزه را اعلام کنند.

در همین راستا، در زمانی که از ماریو دراگی، رئیس بانک مرکزی اروپا در مورد بیت کوین سوال شد، وی در جواب پاسخ داد:
"بیت کوین و ارزهای رمزنگاری شده شبیه آن، خاصیت یک ارز را نداشته و بهتر است که به این دسته از استانداردها، به چشم دارایی نگاه کرد. "

دراگی در ادامه، درمورد نقش بانک مرکزی، به منظور کنترل و هدایت ارزهای رمزنگاری شده مدعی شد: 
"بانک مرکزی هیچ نقشی در کنترل و تنظیم ارزهای دیجیتال ندارد. این استانداردهای دیجیتال، ممکن است برای سرمایه گذاری مفید باشند اما به دلیل نوسانات زیاد، حامل ریسک های زیادی هستند. بااین حال به نظر من این وظیفه قانون گذاران است که مردم را درمورد ریسک ها و خطرات این تکنولوژی آگاه سازند و همچنین جلوی پولشویی از این راه را بگیرند."

اما مزیت واگذاری بیت کوین، از بانک ها به قانون گذاران و نهادهای صنعتی چه می‌تواند باشد؟

پیش از پاسخ به این سوال، این نکته را یادآور می‌شوم که باوجود اعمال قوانین سخت برروی نحوه استفاده از رمز ارزها و حتی ممنوعیت انجام پرداخت ها به وسیله این دسته از دارایی ها، هم اکنون نقل و انتقالات و داد و ستد‌های فراوانی توسط آن‌ها ، در بازارهای غیررسمی صورت می‌گیرد. 
از طرفی نیز به دلیل ابتنای بخشی از این رمز ارزهای مذکور بر حریم خصوصی، آمارگیری و ردیابی این تراکنش ها در بازارهای غیر قانونی  امری است، بسیار سخت و شاید غیر ممکن.

حال درصورتی که قانون گذاری برروی نحوه استفاده از این ارزهای رمزنگاری شده، به عنوان یک صنعت و توسط قانون گذاران نهادی صورت گیرد، می‌توان به راحتی، حداقل بخشی از بازار را تحت کنترل قرار داد و از بروز جرایم ناگوار در بازارهای غیررسمی تا حد زیادی جلوگیری کرد.

در همین راستا، بسیاری از متخصصین حوزه تکنولوژی بلاکچین و ارزهای دیجیتال، بر این باورند که با اتخاذ تصمیم های درست و همچنین واگذاری مسئولیت کنترل و قانون گذاری برروی این فناوری، به کانال هایی مانند فینتک ها و شرکتهای صنعتی پرداختی، می‎توان از بروز خطرات احتمالی این صنعت جلوگیری به عمل آورد. 

به عنوان مثال می‌توان پرداخت به وسیله ارزهای دیجیتال را برروی سیستم فعلی پرداختی و یا درگاه های واسط اعمال نمود و قوانین مشخصی را نیز به منظور احراز هویت کاربران به تصویب رساند.

یکی دیگر از مزایای واگذاری این دارایی ها به قانون گذاران، مبارزه با تخلفاتی مانند پولشویی و داد و ستدهای غیرقانونی است. 
در همین جهت کارشناسان توصیه می‌کنند که مسئولیت احراز هویت کاربران، با بانک ها و صرافی ها باشد، تولید و ارائه کیف پول ها به دست شرکت های فین تک و استارت آپ های مرتبط انجام شود و درنهایت به صرافی های این حوزه نیز مجوز خرید و فروش رمز ارزها اعطا گردد. در این صورت با ارائه گزارش های ماهانه و سالانه توسط این سازمان ها، می‌توان به راحتی، حجم معاملات انجام شده و رمز ارزهای ذخیره شده در کشور را برآورد نمود.

  

مطالب مرتبط